39. كشت محصولات خاص و رساله‌ها. اگر آثار كلي مربوط به كشاورزي ــ نونگ ــ سبب‌ مي‌شود تا براي كارشناسان كشاورزي چين احترام زيادي قائل شويم‌، با بررسي تعداد رساله‌هايي‌ كه به كشت محصولات معيني مربوط مي‌شود، اين احترام باز هم فزوني مي‌يابد. در لاتيني يا زبان‌هاي اروپايي ديگر، حتي در زبان عربي به هيچ روي چيزي قابل قياس با آنها وجود ندارد. شك نيست كه مي‌توان جزئياتي راجع به اقسام مختلف كشت و زرع در اين يا آن كتاب يافت‌، مثلاً راجع به نيشكر در تاريخ هوگ فالكاندوس‌. ولي آثار چيني كه مي‌خواهم درباره‌شان گفتگو كنم عمداً و منحصراً بدين موضوعات اختصاص دارد.

البته اين مطلب براي خوانندگان تازگي ندارد، چون در مجلد اول اين كتاب موقعيتي دست‌ داد تا اشاره‌اي بكنيم به نوشته‌اي درباره‌ٴ ليتچي از تسئاي هسيانگ در 1059، و دو رساله‌ٴ ديگر از مقارن همان ايام راجع به شقايق پُرپَر از او ـ يانگ هسيو و از وانگ كوان‌. لي ـ چيه ـ پئو قديمي‌ترين رساله درباره‌ٴ يك درخت ميوه بود كه در جايي نوشته شده‌؛ كمي بيش از يك سده‌ٴ بعد، يعني در 1178، هان چئان ـ چيه رساله‌اي راجع به پرتقال نوشت كه قديمي‌ترين رساله‌ درباره‌ٴ مركبات در ميان همه‌ٴ آثار مكتوب بود. هان‌، قريب بيست و هفت نوع پرتقال و نحوه‌ٴ پرورش آنها را شرح داد. يكي از معاصران او كه در همان زمان در ايالت چكيانگ مي‌زيست‌، يعني جغرافيداني به نام فان چئنگ ـ تا سي و پنج نوع گل داودي را توصيف كرد كه به‌وسيله‌ٴ خود او پرورش داده شده بود. باز در سده‌ٴ سيزدهم‌، يك تك‌نگاري خارق‌العاده داريم‌، رساله‌اي در باب‌ قارچ‌ها از يكي ديگر از اهالي چكيانگ به نام چئن جن ـ يو، و رساله‌اي در باب خيزران از لي‌كئان‌. اين رساله‌ٴ دومي بيشتر براي هنرمندان بود تا كشاورزان‌؛ و در آن بيشتر به وسايل ترسيم‌ ويژگي‌هاي اقسام مختلف خيزران توجه شده بود، ولي توصيف هنرمندانه‌اي از آن نوع به تحليل‌ علمي بسيار نزديك شده است‌. تركيب شگفت‌انگيز اين دو عامل از ويژگي‌هاي چينيان است‌.
هم‌چنان كه مي‌توان انتظار داشت اين گرايش‌هاي چيني بار ديگر، در ژاپن پديدار شد. در 1156، هنچين سئيكن رساله‌اي در باب برنج نوشت‌، و اندكي بعد، ايسائي‌، راهب موٴسس آيين‌ ذن بودايي‌، كشت چاي را متداول ساخت و كتابي در اين باره تأليف كرد. اين مايه‌ٴ تعجب است‌ كه پيش از ايسائي رساله‌اي به زبان چيني در باب چاي وجود ندارد. (غير از دايرةالمعارف‌ها و آثار كلي راجع به نونگ‌)، چون چاي ــ چئا (208) ــ از زماني نامعلوم براي آنان شناخته بود، و